تبليغاتX
نوشته های من
30 سالگی
به اصرار احمد بالاخره زیر بار رفتم که واسه هفته دیگه ۳۰ سالگی عزیزمو جشن بگیرم البته در پارک با استفاده از هوای طبیعی و غذاهای رو آتیشی و گریلی.اینجا انگار که مده سنین خاصی را جشن میگیرن چون ایران به اون صورت از این خبرها نیست. به هر حال شاید که بشه فیلم تولد را واسه خانوادم در ایران بفرستم چون جاشمون خلیی خالیه مخصوصا اون جیگر طلا با اون کله کچلش.امرو از ناهار شام پختن راحتم سر کار یه چیزایی خوردیم با احمد . واسه شب هم پیش مهتاب هستم یه چند ساعتی.


+ نوشته شده توسط آیلین در جمعه 23 تیر1385 و ساعت 14:0 |