تبليغاتX
نوشته های من
تلفن

در سایت www.orkut.com خیلی از دوستان دوران دبستانمو پیدا کردم . یعنی تقریبا دوستان حدود ۲۳ سال پیش را . از اول دبستان گرفته تا کلاس چهارم . تا قبل از اینکه بچه هارو پیدا کنم هر وقت که عکساشونو نگاه می کردم پیش خودم فکر کی کردم که الان اینا کجا هستن چیکار دارن می کنن؟ ازدواج کردن ؟ بچه دارن ؟ و همیشه و همیشه برام مثل رویا بود تا اینکه بالاخره توسط این سایت خیلی هاشونو پیدا کردم و جواب خیلی از سئوالهامو گرفتم . اول اینکه انقدر که من با ذوق و شوق رفتم جلو اینا اینجوری نبودن . برای مثال چند تاشون خارج از کشور هستن مثل آمریکا و کانادا و انگلیس . با هزار شوق و ذوق تلفنشونو پیدا کردم و بهشوت زنگ زدم ، آخه اون موقع فکر می کردم واقعا ارزش دارن . اولا که خیلی شول و ول انگار که از خواب پاشدن با من صحبت کردن یعنی واقعا انگار که دیروز با هم حرف زدیم . حتی شماره تلفن آدم را نمی گیرن که بخوان بعدا زنگ بزنن مگه هزینه تلفن آمریکا به اروپا چقدر هست اصلا ؟ حتی بعدش یه ایمیل خشک و خالی هم نمیدن که مثلا بنویسن آیلین مرسی از تماست و مرسی که به یادم بودی. اصلا باور کردنی نیست . یکیشون که خیلی باحال تر از بقیه بود یا شاید هم بیشتر خودش احساس COOL بودن و باحالی داشت. تقریبا ۲ ماه پیش بهش زنگ زدم . ولی خونه نبود و براش پیغام گذاشتم که سلام من آیلین هستم و ... می خواستم سورپریزت کنم . بعد از دو ماه دیدم اصلا نه ایمیلی نه خبری . پیش خودم گفتم حتما شماره تلفنی که پیدا کرده بودم اشتباهی بوده وگرنه امکان نداره وقتی کسی پیغام تلفنی داره حتما بعدش به اون طرف یه جوابی چیزی می ده . این شد که واسش تو این سایت اورکات پیغام گذاشتم که پیغام منو گرفتی رو تلفنت ؟ فکر می کنین چه جوابی داد ؟ عین جمله را ببینین

salam.. Are gereftam vali man oonmoghe iran boodam. merci ke zang zadi.

یعنی آخر باحالی و بی تفاوتی . بابا مادر پدرهای شماها چی چی یادتون دادن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بعضی وقتها بهتره رویاهای کوچیک آدم هیچ وقت تبدیل به حقیقت نشه .


+ نوشته شده توسط آیلین در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت 17:32 |