هوا هم اونقدر سرد شده این چند روز که وسط مرداد باید با کت بریم بیرون عجب مملکتیه اینجا یا بهتر به قول خودم عجب خراب شده ای هست اینجا که حتی یه هوای درست و حسابی هم نداره حتی تو تابستون.امروز مجبور شدم چند بار از شرکت برم بیرون اینجوری خیلی بهتره کله آدم باد می خوره و زمان تندتر می گذره ولی امان از بعد از ظهرش که تک تنها بودم حوصله ام هم سر رفته بود اما ارد خان داداشم به دادم رسید و در یاهو مسنجر که خدا پدر سازندشو بیامرزه یه دل سیر چت کردیم و بعدش هم با مامی جانم حرف زدم .اینم از یه برنامه روزمره.
دعا دعا دعا .
