قول می دم
بچه ها مرسی از لطفتون . یه کمی بی حوصله هستم حتما بروز می شم به زودی .
+ نوشته شده توسط آیلین در چهارشنبه 26 مهر1385 و ساعت 13:5 |
نتیجه گیری
بدین وسیله پایان نظرخواهی را به نفع طرفین اعلام می کنم.
+ نوشته شده توسط آیلین در پنجشنبه 13 مهر1385 و ساعت 10:31 |
نظرخواهی
دوستان عزیزم خواهش می کنم به این سئوال بنده خیلی جدی جواب بدید ؛
آیا اتو کشیدن لباس های آقای خانواده وظیفه مبرم و ۱۰۰ در ۱۰۰ خانم خانواده است ؟
با نتیجه این آمار یا من زنده می مونم یا احمد .
+ نوشته شده توسط آیلین در پنجشنبه 6 مهر1385 و ساعت 15:38 |
خوشبختي هاي بزرگ در پشت لحظه هاي کوچک
امرسون مي گويد : "مردان بزرگ ، کساني هستند که مي دانند انديشه ها برجهان فرمان مي رانند."
انديشه هاي ما سرنوشت ما را رقم مي زنند . آن چه امروز هستيم ، ثمره انديشه هاي ديروز ماست و فردا چيزي جز انديشه هاي امروز ما نيست .شادي و خوشبختي ما ، امکانات و توانايي هاي ما و حتي ميزان موجودي بانکي ما به نوع تفکر ما بستگي دارد .و بدانيد که در بزرگ انديشي و خوش بيني ؛ افسوني نهفته است ! براي رسيدن به هر چيز ، نيازمند ابزاري هستيم و براي موفقيت ، به انديشه هاي استوار نيازمنديم . پس ، از همين حالا شروع کنيد !بزرگ بينديشيد تا بزرگ زندگي کنيد . بزرگي زندگي ، در خوشحالي و کاميابي است .
ادموند اسپنسر مي گويد : "اين ذهن ماست که ما را شاد يا ناشاد ، بدبخت يا سعادتمند و غني يا فقير مي سازد." هرگز خود را دست کم نگيريد و از همه توان خود براي رسيدن به موفقيت استفاده کنيد. به اين سخن ژرف بينديشيد که : "زندگي کوتاه تر از آن است که بخواهد دست کم گرفته شود." مردم غالبا اين حقيقت بزرگ را از ياد مي برند که براي رسيدن بايد اولين قدم را بردارند و سپس خود را براي برداشتن قدم هاي بعدي آماده کنند .
يک روانشناس سوئدي مي گويد : "موفقيت هاي بزرگ هنگامي نصيب ما مي شوند که از شروع هاي کوچک راضي باشيم." همواره بايد به ياد داشته باشيم که :همه راه ها از نخستين گام آغاز مي شود و اين گام اول است که دشوار است و در واقع کسي که به پشت در رسيده است ، تقريبا نيمه سخت سفر را پشت سر گذاشته است.
مشکل اساسي اين است که ما از حد آرزو کردن فراتر نمي رويم و اکثرا در برداشتن اولين گام دچار ترديد هستيم بي آن که بدانيم چه فسوني در همين گام نخست نهفته است .مساله اينجاست که بيشتر مردم از برداشتن اولين گام پروا دارند و اين بزرگترين خطاي آنهاست .
آنتوني رابينز در کتاب به سوي کاميابي معتقد است : "ساختمان مغز و اعصاب افراد بشر کم و بيش شبيه به هم هستند ، پس اگر کسي در نقطه اي از دنيا توانسته است کاري بزرگ انجام دهد ، ديگري هم که داراي مغز و اعصاب مشابه اوست مي تواند عينا همان کار را انجام دهد و به همان نتيجه برسد ، به شرط آن که ؛ دقيقا از همان راهي که او رفته ، برود و طرز فکر و رفتارش شبيه به او باشد و اين همان مشاهده الگوهاي موفق است."
در مسير رسيدن به موفقيت هرگز نبايد آرزو کردن را با اعتقاد داشتن اشتباه گرفت . آرزو نمي تواند جاي ايمان را بگيرد . يک روان شناس مي گويد : "همواره سعي کنيد آرمان هاي بزرگ داشته باشيد ، نه آرزوهاي بزرگ." مسلما کسي که معتقد است نمي توان به اين آرزوها رسيد ، قادر نخواهد بود پله هايي را که به اوج موفقيت مي رسند کشف کند .انديشه و رفتار چنين افرادي ، از حد رفتار و انديشه هاي افراد متوسط فراتر نمي رود .
انديشه مثبت و خلاق ، نخستين گام براي رسيدن به موفقيت است و هيچ کس ادعا نمي کند که به صرف انديشيدن يا آرزو کردن همه چيزهاي ناممکن ، ممکن مي گردند . اما بزرگ ترين گام براي رسيدن به موفقيت هاي عظيم ، کشف اين حقيقت است که "ايمان قادر است کوه را از جا بلند کند."ايمان در دوران ما حتي مي تواند کارهايي عظيم تر از جابه جايي کوه ها انجام دهد .اگر دانشمندان ما شهامت ، علاقه و ايمان به فتح فضا را نداشتند ، هنوز ماه تسخير نشده بود .
دکتر بهنام غفاري مي گويد : "در مورد نيروي انگيزشي ايمان مي توان گفت که همه چيز از انديشه ها و باورهاي ما ناشي مي شود و برزبان ما جاري مي گردد. بنابراين بايد ذهن و زبان خود را هدايت کنيم زيرا انديشه ، زيربناي عمل است." متاسفانه بسياري از مردم گرايش ناخودآگاهي به شکست دارند ؛ آنها دوست دارند خود را فرسوده ببينند و نشان دهند که به هر دري زده اند و نيرو و انرژي خود را به پايان رسانده اند .طوري حرف مي زنند که گويي از خود دست کشيده اند .اما کافي است نگرش خود را اصلاح کنند و شروع به بهره برداري از امکانات و توانايي هايشان نمايند .در واقع با تغيير نگرش و خودباوري ، به يک ذخيره انرژي استخراج نشده مي رسند ؛ گويي به يک پس انداز دست نخورده و عظيم دست مي يابند .
مثبت نگري و خوش بيني ، بهترين و ارزان ترين سرگرمي و درعين حال مهمترين ابزار براي رسيدن به موفقيت است .هرگز اجازه ندهيد افکارتان عليه شما به کار افتد ! اجازه ندهيد زبان شما به زيان شما بچرخد ! نيروهاي خود به ويژه ذهن و زبان خود را به خدمت بگيريد و از هرانديشه و هر کلام ، پله اي براي تعالي و پيشرفت خود بسازيد .ذهن انسان کارگاه انديشه است ، کارگاهي که کارش توليد انديشه است .کافي است اسير ياس شويد و با کلمات منفي ، دمار از روزگار خود درآوريد به جاي آن که بگوييد :"امروز ، روز بدي است." بگوييد :" معرکه است و من امروز مي توانم چند کار عقب مانده را جلو بيندازم." بدانيد که ؛ نخستين ايستگاه انديشه ، ايمان داشتن به توانايي هاي خويشتن است . به خود بگوييد که شخص منحصر به فردي هستيد و خود را باور داشته باشيد.چون اگر شما خودتان را باور نکنيد ، براي ديگران نيز مشکل است که شما را آن طور که شايسته است باور داشته باشند .افکار اميد بخش را جايگزين انديشه هاي ياس آور نماييد .وقتي فرصتي به شما روي آورد ، به خود بگوييد :"مي توانم انجامش دهم ." فراموش نکنيد که ايده ها و نقشه هاي بزرگ ، گاه آسانتر از نقشه هاي کوچک هستند!
و نکته آخر اينکه : اين شماييد که بايد از فرصت ها بهره مند شويد و هنر تماشا کردن و ديدن را بياموزيد . متاسفانه اکثر مردم تماشاگران خوبي نيستند . در حالي که از مشاهده اطراف خود ،درس هاي ارزنده اي خواهيد آموخت.فرانک تايگر مي گويد :"هنر گوش دادن را فرابگيريد ؛ فرصت ها گاه به آهستگي در مي زنند." همانا خوشبختي بزرگ را بايد پشت لحظه هاي کوچک زندگي صيد کرد .اصول موفقيت را به صورت عادت درآوريد هر چه بيشتر آن ها را تمرين کنيد .
+ نوشته شده توسط آیلین در چهارشنبه 5 مهر1385 و ساعت 12:26 |
اونو ، دُس ، در ِس
آسمان آبی ، اقیانوس آبی تر و یه عده آدم که همه می خوان فکرشونو بذارن تو خونه هاشون و یه مدت به مغزشون استراحت بدن . چرا ما ایرانی ها به خصوص خانم ها عادت داریم همش بریم فروشگاه و پدر پاهامون را در بیاریم واقعا من این دفعه این تصمیم بزرگ را گرفته بودم که فقط فقط به قول خارجی ها استراحت کنم و از هوا و طبیعت استفاده کنم که تا حدودی میسر شد . خب حالا یه کم بریم اونور :
موقعیت جغرافیایی : جزیره آتشفشانی فوئرتوونتورا ( بخشی از جزایر قناری ) واقع در اقیانوس اطلس
آب و هوا : گرم به همراه نسیم دریا و طبیعت خشک
مردم بومی اکثرا قادر هستند به زبان های آلمانی ، فرانسه و انگلیسی صحبت کنند.
غذا : متاسفانه متاسفانه همش دریایی
( نگید که بدسلیقم خب همینم دیگه کاریش نمیشه کرد )
کلا همه چیز عالی بود به جز ۲ مساله یکی اینکه من بیچاره و واقعا خیلی حیوونکی به طرز شدیدی ترس از پرواز دارم . به یاد دارم روزی در ایام قدیم یه روان پزشک گفته بود انسان از هر چیزی که بترسه و اگر بخواد اون ترس را از خودش دور کنه باید در اون شرایط ترس قرار بگیره یعنی مثلا هواپیمای بنده باید سقوط کنه که از دفعه های بعد نترسم. حالا من خودم اینجوری استنباط کردم که بهتره در زمان پرواز برم کابین خلبان و از نزدیک همه چیز را ببینم که با پارتی بازی احمد تونستم برای ۱ دقیقه برم کابین خلبان . بی نظیر بود ولی خب ترسم ۱۰۰ برابر شد . خواهش می کنم و استدعا دارم از دوستان عزیز اگر راه حلی برای این مشکل من دارید بهم بگید که خیلی در هنگام پروار آشفته هستم. در ضمن اینو هم بگم که با قرص خواب بدتر بیدار می مونم.
و اما مشکل شماره ۲ که غذاهای دریایی بود و من بیچاره و دوباره حیوونکی مجبور شدم ۱۰ روز فقط سالاد و سیب زمینی نوش جان کنم و از اینکه می دیدم پارتنر بنده با کوهی از صدف و میگو سر میز شام حاضر می شدن بیش از اندازه حرص می خوردم.
در کل همه چیز خوب بود به جز ننر بازی های من
حالا من می گم : اونو ، دُس ، درِ ِس شما بگین موزیکا و برین رو ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آیلین در یکشنبه 2 مهر1385 و ساعت 22:15 |